سیر کشتهسازی در ایران، سابقهای تاریخی دارد که در دهه ۶۰ و با اقدامات سازمان مجاهدین خلق آغاز شد. این سازمان از طریق ترور، تبلیغات و تحریک افراطی سعی در تضعیف نظام و ایجاد آشوب داشت. حوادث تیر ۷۸ نمونهای از این فعالیتها بود که در فتنه ۸۸ نیز تکرار شد. این روند با اوجگیری در آبان ۹۸ و ادامه هجمههای تبلیغاتی در سال ۱۴۰۱، به شکل چشمگیری تشدید گردید و اکنون در دیماه ۱۴۰۴ نیز ادامه دارد. این سیر طولانی و پیوسته، نشاندهنده یک برنامه راهبردی ثابت و یکپارچه است که با تغییر روش و ابزار، به دنبال رسیدن به یک هدف مشخص بوده است، این برنامه راهبردی و ثابت، همواره متناسب با زمان در حال تحول است. از اقدامات خشونتآمیز و تروریستی در گذشته به تبلیغات گسترده امروز در فضای مجازی و ایجاد تفرقه در جامعه رسیده است. این تغییر روشها، نشاندهنده تطبیق با شرایط جدید و بهرهگیری از فناوریهای نوین است. اما هدف اصلی – کشتهسازی – همچنان ثابت مانده است.
در شرایط امروز همانطور که جفری ساکس استاد دانشگاه کلمبیا بیان کرده است: «این روشها، یک “جنگ خاص” هستند که سازمان سیا و موساد طی دهههای متمادی از آن استفاده کردهاند». او توضیح میدهد که این جنگ شامل ایجاد هرجومرج، تحریک مردم اشغال خیابانها، ایجاد تلفات و کشتهسازی و در نهایت، زمینهسازی برای مداخله نظامی احتمالی به بهانه حمایت از شهروندان ایرانی است. علاوه بر عوامل داخلی، این سیر کشتهسازی با حمایت و دخالت عوامل خارجی نیز همراه بوده است. این عوامل با استفاده از روشهای تکراری و شناخته شده، سعی در ایجاد شرایطی دارند که منجر به مداخله نظامی و تغییر سیاسی در ایران شود. با توجه به ادامه این سیر و به ویژه با در نظر گرفتن اظهارات مقامات آمریکایی خصوصاً ترامپ، میتوان گفت که پروژه کشتهسازی در ایران، همواره در حال تکامل و بهرهگیری از روشهای جدید است و تهدیدی بالقوه برای ثبات و امنیت کشور محسوب میشود.









