چرا این بار کفتارها و مزدوران خارجی با یک خونریزی وسیع و فجیع کار خود را شروع کردهاند؟ این سؤال میتواند پاسخهای مختلف داشته باشد. بخشی از پاسخها به اصل قاعده تداوم خونریزی باز میگردد. ریختن خون در گستره اجتماعی، بهخصوص اگر یک تصویر ظالم و مظلوم روی آن سوار شود و به این شیوه روایت شود، عملاً تداوم خود را ضمانت کرده است و کسانی که خونها را ریختهاند، مطمئن هستند که این مسیر را میتوانند ادامه دهند. این اطمینان به یکسری قواعد در ماهیت درک جمعی از خونریزی به عنوان اصل حفظ بقا و نظم اجتماعی باز میگردد.
ریختن خون، به شکل طبیعی به دنبال خود، میتواند ریختن خونهای بعدی را رقم زند؛ چرا که به دلایل مختلف ریختن خون، حق ریختن خون متقابل را مجاز میکند؛ ریختن خون، بالاترین سطح و شکل کینه، نفرت و خشونت را با خود به همراه دارد. در جامعه، ریختن یا ریختهشدن خون سرانجامها و حق و ناحقها را مشخص میکند. ریختن خون، آخرین و اثرگذارترین شیوه به پایان بردن هر خواسته و هدفی است. بعد از ریختن خون بیتفاوتی از جامعه میرود و همه باید تعیین موضع کنند؛ خون باید با خون پاسخ داده شود. همه این نکات در ماهیت درک جمعی خونریزی نهفته است و انتخاب خونریزی را برای پیشبرد اهداف مجاز میکند. بهخصوص این که این اهداف کلان و اساسی باشند و نیاز به خون فراوان داشته باشند؛ اما نکته در اینجاست که خونریزی بدون دلیل موجه و مورد قبول جامعه، در فضای اجتماعی، نظمی را مستقر نمیکند و به خونریزیهای کور بعدی منجر شده و سرانجامی جز ناامنی پایدار و کشتار عمومی بیگناهان ندارد. پروژه کشتهسازی گسترده، نه برای رسیدن به ثبات و نظم اجتماعی که برای از بین بردن آن طراحی شده است.









