وعده دادن، یک شیوه همیشگی در اقناع افکار عمومی است. برای وعده دادن، ارائه یک تصویر تاریک از وضعیت موجود لازم است تا وعده یک وضعیت مطلوب قابل پذیرش باشد. غالباً برای پذیرش بیشتر، کسانی که وعده میدهند، در ابتدا خود را مورد اعتماد و وفادار به وعده نشان میدهند تا نشان دهند افراد یا مجموعههای هستند که خلف وعده نمیکنند و عموماً در ابتدا کاری را انجام نمیدهند که باعث سلب اعتماد مشتریانشان شود.
سالهای طولانی است که دشمن در رسانهها و شبکه اجتماعی به مردم ایران وعده یک جامعه سرشار از رفاه، آزادی و عدالت را بعد از نظام اسلامی میدهند و وضعیت موجود را بسیار تیره و تاریک نشان میدهند. قاعدتاً انتظار این است که برای اولین مرحله عمل خود در مسیر رسیدن به وضعیت مطلوب، عملهای معقولانه و اعتمادساز از خود نشان دهند؛ اما این که در اولین مرحله، شدیدترین و خشنترین شیوه را با کشتهسازیهای فجیع آغاز کردهاند، نشان از دو واقعیت دارد. در واقعیت شناختی، خیلی روی عملیاتهای روانی و شناختی گذشته خود و ناپختگی و فریبدادن جامعه ایرانی حساب کردهاند. در واقعیت میدانی، ماهیت اصلی خود را نشان دادند که حاضرند برای رسیدن به خواستهها و اهداف خبیثانه خود، تعداد زیادی از مردم را به فجیعترین شکل ممکن به قتل برسانند. برای مردم در وقایع اخیر فاصله واقعیت میدانی با واقعیت شناختی بسیار معنادار شده و جامعه را آگاهتر کرده است. اما ایرانیها برای این نوع از وقایع، یک ضربالمثل داریم که میگوید: ” سالی که نکوست از بهارش پیداست” بهاری که با کشتن صدها بیگناه با فجیعترین شکل ممکن آغاز شود، زمستانش جنگ داخلی و کشتار عمومی است.









