اولین و مهمترین تاکتیکی که دشمن برای پیشبرد اهداف خصمانهاش علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده است، «پروژه کشتهسازی» است. پیش از این نیز دشمن از این حربه استفاده کرده بود، اما این بار نه تنها به شکلی گسترده، بلکه به عنوان اصلیترین تاکتیک خود در نظر گرفته است و این به دو وجه کمموونه بودن و پرثمر بودن آن باز میگردد. دقت به زمان انتخاب این پروژه به عنوان اسم رمز عملیات دشمن علیه نظام، میتواند ما را به بصیرتی راهگشا برساند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی، درست پس از جنگ ۱۲ روزهای علیه ایران، دست به طراحی چنین نقشهای زدند. نقشهای که پروژه کشتهسازی در آن، بسیار سریع، ساده و البته تفرقه افکن عمل میکرد. ملت ایران از جنگ ۱۲ روزه به این سو، نه تنها اتحادی مثال زدنی را تجربه میکرد، بلکه یک همافقی و همدلی نسبتاً قابل قبولی میان نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران به وجود آمده بود که علی رغم همه مشکلات اقتصادی و معیشتی، دچار ضربه جدی نشده بود. به همین جهت، دشمن برای از بین بردن این اتحاد، چه در سطح ملت و حاکمیت و چه در میان مردم، پروژه کشتهسازی را فعال کرد. کشتهسازی توسط مزدوران آموزش دیده دشمن، در میان شلوغیهای اعتراضات، اقدامی کم هزینه، سریع و نسبتاً ساده بود که با قربانی نشان دادن فرد جانباخته توسط نیروهای حافظ امنیت، میتوانست احساسات عدالتجویانه مردمِ معترض را تحریک کند و بغضی علیه نظام جمهوری اسلامی در دل آنها بکارد؛ از این سو حجم فراوانی از مزدوران تروریست، در میان مردم معترض قرار داشتند تا با اجرای این کارویژۀ تجربه شده، نهتنها توجیهی برای اقدامات وحشیانه خود علیه نیروهای حافظ امنیت بتراشند، بلکه ملت ایران را دچار تفرقه کرده و همدلی آنها با نظام جمهوری اسلامی را از بین ببرند.









