کشتهسازی پروژهای است که هم در فضای داخلی و هم در سطح بینالمللی میتواند زمینهای برای جنجال تبلیغی با هدف مشروعیتزدایی از نظام شود. در ذهنیت عامه، حکومت به عنوان حافظ جان، مال و نوامیس ملت شناخته میشود و هرگونه اتهام به حکومت در زمینه کشتن یا تهدید به قتل، میتواند به گونه ویژهای بر مشروعیت در افکار عمومی تأثیر بگذارد. اگر کسی ادعا کند که حکومت برای محافظت از خود، اقدام به کشتن مردم میکند، این ادعا میتواند باعث ریزش اعتماد عمومی و ایجاد بحران اجتماعی شود. اگر در هجمه تبلیغی موفق شوند چنین اتهامی را متوجه نظام کنند، جایگاه حاکمیت به عنوان نماینده مردم و برقرارکننده امنیت در خطر قرار میگیرد. این ادعا، حتی اگر پایهای نداشته باشد، میتواند در فضای اطلاعاتی و رسانهای، از طریق تبلیغات و تحریک افراطی، به یک ادعای قابل اتکا تبدیل شود و موجب تضعیف موضع نظام در افکار عمومی شود.
در سطح بینالمللی نیز، طبق عرف و حقوق بینالملل، هیچ حکومتی حق کشتار مردم خود را ندارد. کشتار، به عنوان یک عمل خلاف جهانی و انسانی، در قوانین بینالمللی به وضوح ممنوع شناخته شده است. هرگونه اقدام به کشتن مردم، بهویژه در شرایطی که این اقدامات توسط حکومت انجام شود، میتواند منجر به تحریم، محاکمه در دیوانهای بینالمللی و از دستدادن حمایت بینالمللی شود. در واقع، کشتهسازی یک پروژه است که نهتنها در داخل کشور، بلکه در سطح جهانی نیز میتواند به عنوان دلیلی برای مشروعیتزدایی از حکومت مورد استفاده قرار گیرد. این امر در تاریخ، از جنگهای جهانی تا جنایات ضد انسانی در سایر کشورها، به وضوح نشان داده شده است.
بنابراین، کشتهسازی پروژهای است که میتواند در فضای داخلی و بینالمللی، به عنوان ابزاری برای مشروعیتزدایی از حکومت مورد استفاده قرار گیرد. در ذهنیت عمومی، ادعا به کشتن، یک اتهام بسیار سنگین است که میتواند حکومت را از موضع خود بیرون آورد. در سطح بینالمللی نیز، این اقدامات میتوانند منجر به مجازات و تحریم شوند، زیرا بر اساس قوانین جهانی، کشتهسازی یک جنایت علیه بشریت است. این پروژه، با ترکیب تبلیغات داخلی و فشار بینالمللی، میتواند یک ابزار قدرتمند برای تغییر سیاسی و ایجاد بحران در یک کشور باشد. در نتیجه، این امر نشان میدهد که کشتهسازی یک ابزار استراتژیک در دست دشمن با هدف مشروعیتزدایی از حکومت است.









