پروژه کشتهسازی فرایندی متشکل از اقدامات سخت و نرم است که یکی از بازوان اصلی و پیشرانهای اجرای آن، رسانهها هستند. نقش اول رسانه، در زمینهسازی و ایجاد جرقه آشوب تعریف میشود. رسانهها با استفاده از تکنیکهای متنوع شناختی و روانی تلاش میکنند با تحریک احساسات و تولید خشم و نفرت، زمینه حضور مردم در صحنه اغتشاشات را فراهم کنند. مرحله دوم اقدام آنها در حین اجرای عملیات سخت و میدان درگیری است. وقتی تروریستهای میدانی، خود را در صفوف مردم جاسازی کردند، رسانهها باید با حداکثر توان علاوه بر دمیدن در آتش فتنه و خشم، به جمعآوری دادهها و فیلمها و مستنداتی که مناسب اهداف پروژه آنهاست اقدام کنند. مرحله سوم و مهمترین مرحله، روایتسازی است که با بزرگنمایی آمار کشتهها و قربانیان و انتساب آنها به نیروهای امنیتی و انتظامی، تکمیل میشود. رسانهها باید اولاً به مخاطب خود کثرت تعداد کشتهشدهها را القا کنند تا بتوانند از یک جنایت و اقدام ضدانسانی صحبت کنند؛ ثانیاً باید نیروهای نظامی و امنیتی را به عنوان قاتلان مردم به خورد مخاطب بدهند تا بتوانند دستگاه نظامی و انتظامی را در موضع ضعف و انفعال قرار دهند.
در جریان اغتشاشات اخیر، میدانداری رسانهها در پروژه دشمن بهخوبی قابل مشاهده است؛ رسانههایی مانند بیبیسی از انگلستان و اینترنشنال از اسرائیل، به عنوان بازوان رسانهای پروژه کشتهسازی در ایران، در شکلگیری و هدایت و پس از آن روایت ماجرا، بهشدت متمرکز هستند. مجریهای اتوکشیده و برنامههای مستمر با کارشناسان متنوع و پخش تصاویر و فیلمهای مختلف، همگی در راستای روایتسازی و تکمیل پروژه وحشیانه کشتهسازی است. هوشیاری مردم و مقابله رسانهای با این هجمهها، میتواند پادزهری برای خنثیسازی این پروژه باشد. غالباً این رسانهها روایتهای خود را بر سازهای از ابهامات و ادعاهای بدون مدرک و استدلال سوار میکنند که سعی دارند با تنوع و تکرار، آن را در ذهن مخاطبان تثبیت کنند. پروژه کشتهسازی، طرحی ضدانسانی است که طی آن دشمن تلاش دارد در میدان، خون بیگناهان را بر زمین بریزد و در فضای رسانه جای شهید و جلاد را عوض کند.









