انقلاب اسلامی، خیزشی «ملّی» و «واقعی» مردم ایران بود که هیچ نسبتی با خشونت و کشتار نداشت.

یکی از واژه‌هایی که به غلط و از سر تسامح به هر تنش اجتماعی مانندِ فتنه‌ی ۸۸، حوادث آبان ۱۳۹۸، اغتشاشات سال ۱۴۰۱ و زمستان، نسبت داده می‌شود، واژه‌ی «انقلاب» به معنای دگرگونی اساسی اجتماعی است. استفاده‌ی از این واژه که عمدتاً سوگیری اعتراضات، اغتشاشات و حرکت‌های تروریستی را به سوی تغییر نظام سیاسی سوق می‌دهد، در صدد نوعی مشابهت‌سازی با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ است. غافل از این‌که اساساً فرآیند و سازوکار وقوع انقلاب اسلامی، که طی یک فرآیند حداقل پانزده‌ساله از سال ۱۳۴۲ آغاز شد، هیچ نسبتی با حرکت‌های کودتاگونه، خشونت‌محور و احیاناً تلاش‌ برای کشته‌سازی و استفاده از آن برای تحریک افکار عمومی نداشت. انقلاب اسلامی یک فرآیند معرفتی و شناختی تدریجی در اندیشه و باور مردم ایران بود که با سرمایه‌گذاری فرهنگی و شبکه‌ای روحانیت منجر به شکل‌گیری یک زیرساخت معرفتی در سراسر کشور شد و در وقت مناسب ـ یعنی از ۱۹ دی سال ۱۳۵۶ و با قیام مردم قم ـ وارد فرآیند عمومی‌سازی و اجتماعی‌سازی شد. نکته‌ی حائز اهمّیت در این فرآیند پانزده ساله و به خصوص فرآیند یک‌ساله(از دی‌ماه ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷) پیگیری مسالمت‌آمیزِ اعتراضات از سوی نیروهای انقلابی بود؛ رفتاری که رژیم سیاسی در برابر قدرت نرمِ آن دوام نیاورد و در برابر آن متوسّل به خشونت‌ شد و حوادث غم‌انگیزی همچون ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ را پدید آورد.
شعار «می‌کشم می‌کشم آن‌که برادرم کشت» که در فرآیند وقوع انقلاب اسلامی بر سر زبان مردم افتاد، در بستر یک زیرساخت فرهنگی و معرفتی مطرح شده بود و کشش آن را داشت که مظلومیت مردم را بازنمایی کند. استفاده‌ی تصنّعی از این شعار در اغتشاشات و مبارزات تروریستی علیه مردم برای خلق تصویری مظلوم‌نمایانه و مشابهت‌سازی با دوران انقلاب انقلاب اسلامی، نمی‌تواند در فرهنگ عمومی مردم ایران پذیرش اجتماعی داشته باشد. فرهنگ و هویت ملّی ایرانیان به لحاظ تاریخی با مقوله‌ی کشتار نفوس انسانی و خشونت و تخریب اموال عمومی سازگاری ندارد و مردم ایران همواره جریان‌های اجتماعی مانند سازمان مجاهدین خلق که با ایجاد خشونت‌های غیرمتعارف در صدد ایجاد تکانه‌های اجتماعی بودند را پس زده‌اند. افقِ قیام ظلم‌ستیزانه‌ای که در فرهنگ و هویت ملّی ایرانیان جا افتاده است، کربلا و قیام سیدالشهدا است که منطق اصلاح‌گری متفاوتی را در عرصه‌ی جامعه دنبال می‌کند. امام خمینی که محصول هویت و فرهنگ ملّی ایرانی است، در فرآیند مبارزات، هیچ‌گاه نسبت به جریان‌‌هایی که سودایِ مبارزه‌ی مسلّحانه با رژیم پهلوی را داشتند، روی خوش نشان ندادند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یکی از واژه‌هایی که به غلط و از سر تسامح به هر تنش اجتماعی مانندِ فتنه‌ی 88، حوادث آبان 1398، اغتشاشات سال 1401 و زمستان، نسبت داده می‌شود، واژه‌ی «انقلاب» به معنای دگرگونی اساسی اجتماعی است. استفاده‌ی از این واژه که عمدتاً سوگیری اعتراضات، اغتشاشات و حرکت‌های تروریستی را به سوی تغییر نظام سیاسی سوق می‌دهد، در صدد نوعی مشابهت‌سازی با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 است. غافل از این‌که اساساً فرآیند و سازوکار وقوع انقلاب اسلامی، که طی یک فرآیند حداقل پانزده‌ساله از سال 1342 آغاز شد، هیچ نسبتی با حرکت‌های کودتاگونه، خشونت‌محور و احیاناً تلاش‌ برای کشته‌سازی و استفاده از آن برای تحریک افکار عمومی نداشت.
آخرین مجموعه

14 پیام

۱۴ پیام تبیینی پیرامون مسئله کشته سازی در رخدادهای زمستان ۱۴۰۴

4 پیام

مجموعه پیام های تبیینی پیرامون جنگ دوم اسرائیل و امریکا‌ با ایران

آخرین مطالب
مطالب مرتبط
پیمایش به بالا