اسفند ۲۴, ۱۴۰۴

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

ایرانیان توانایی اداره زندگی خود در شرایط جنگ طولانی‌مدت را دارند.

به طور کلّی بسترهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری جمهوری اسلامی برای اداره زندگی مردم در جنگ طولانی‌مدت مهیّا و فراهم است. گستردگی جغرافیایی یک نعمت خدادادی است که امکان اختلال فراگیر در زندگی عموم جامعه را از دشمن می‌گیرد. دشمن می‌تواند ضربه‌های نقطه‌ای وارد نماید، امّا گستردگی جغرافیای ایران از شدّت ضربات دشمن می‌کاهد. از سوی دیگر، دولت جمهوری اسلامی از ماه‌ها قبل احتمال این حمله را می‌داده و تدابیری برای تأمین و امنیت ارزاق عمومی اندیشیده که در شرایط جنگِ طولانی‌مدت بتواند از عهده اداره کشور برآید. همچنین نظام حکمرانی کشور برای سناریوهای مختلف در زمینه تخریب زیرساخت‌های اولیه زندگی آمادگی دارد.

فتح خون, نبرد سرنوشت

نظام برای سناریوهای مختلف آماده است

جمهوری اسلامی ایران، نظامی است که بر پایه‌های محکم فقهی و قانونی بنا شده و بر اساس سنت الهی و دشمنان خونخوار خود، همواره خود را برای سخت‌ترین آزمون‌ها آماده ساخته است. شهادت رهبر معظم انقلاب، هرچند ضایعه‌ای بزرگ است، اما هرگز به معنای فروپاشی و توقف نظام نیست، زیرا نظام، فراتر از اشخاص، ساختاری مستحکم و منعطف دارد. نکته کلیدی این است که قانون اساسی ما برای جلوگیری از هرگونه خلأ قدرت، تداوم جانشین‌پذیری و فرآیند قانونی انتخاب رهبر جدید، تدابیری را پیش بینی کرده است. نقش شورای رهبری برای مدیریت امور در زمان بحران، از این موارد است.

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

ابتکار عمل در جنگ در دست ایران است.

همانگونه که بارها از سوی مسئولین و همچنین مسلمانان جهان، تعرض به رهبر معظم انقلاب اسلامی، خط قرمز دانسته شده و اقدام متقابل را شدید و غیرقابل تصور عنوان نمودیم، دشمن این خط قرمز را که فراتر از همه خطوط می‌باشد رد کرد و موجب شهادت ولی امر مسلمین جهان شد؛ از این‌رو اقدام و واکنش ایران باید غیر قابل تصور باشد؛ همانگونه که در این مدت کوتاه از شروع جنگ نیز ایران به شکل هوشمندانه و شجاعانه پاسخی همه جانبه به دشمن داده و مدل غیر قابل پیش‌بینی را در پیش گرفته است؛ به طوری که دشمن نیز انتظار چنین پاسخ محکم و همه‌جانبه و جسورانه از ایران را نداشت.

فتح خون, نبرد سرنوشت

حفظ همه آرمان‌های انقلاب، ضامن بنیادین انقلاب شده است

انقلاب اسلامی به واسطه تاریخ و تمدن بزرگ ملت و تجربه تاریخی خود، آرمان‌ها و شعارهای متعددی داشته و در این زمینه با انقلاب‌های بزرگ دیگر تمایز اساسی دارد. عدالت، استقلال، آزادی، مردم‌سالاری، اسلام‌خواهی، ملی‌گرایی، پیشرفت، وحدت اسلامی، استکبار و استعمارستیزی، حمایت از مظلومین و مستضعفین و… از درون تاریخ، فرهنگ و تجربه تاریخی این ملت برآمده و در انقلاب و قانون اساسی متبلور شدند. حفظ و زنده نگه‌داشتن هم‌زمان همه این آرمان‌ها، برای یک حکومت و رهبری یک انقلاب یک انتحار سیاسی است و هیچ حکومت و انقلاب مشابهی در جهان وجود ندارد که این تعداد آرمان را به طور هم‌زمان برای حرکت خود انتخاب و حفظ کرده باشد.

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

تا کنون صحنه نبرد، خلاف ارزیابی دشمن پیش رفته است!

برآورد کلی از وضعیت کنونی جنگ نشان می‌دهد که سناریوی از پیش تعیین‌شده دشمن با موانع جدی مواجه شده و به طور کامل از مسیر مورد نظر منحرف گردیده است. اولین و مهم‌ترین شکست آن‌ها در حوزه عملیات روانی و امنیتی رخ داد؛ دشمن با تکیه بر استراتژی ترور رهبران و فرماندهان ارشد، تصور می‌کرد که با حذف مهره‌های کلیدی، شیرازه دستگاه مدیریتی و عزم عملیاتی ایران از هم خواهد پاشید. اما واقعیت امر، عکس این تصور بود. نه تنها دستگاه رزمی ایران دچار فروپاشی نشد، بلکه این اقدامات جنایتکارانه اثری معکوس گذاشته و عزم و اراده عمومی و جنگی کشور را به شدت تقویت کرد.

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

پیروزی در این نبرد ضامن امنیت و پیشران توسعه قدرت ایران در منطقه و جهان است.

پیروزی جریان حق از برهم زدن قواعد نظام استکباری و شکستن هنجارهای جهانی آن آغاز می‌شود، از اینکه جریان حق بتواند اختلالی در روند معمول جریان باطل پدید آورد. جمهوری اسلامی با بیش از چهار دهه کنشگری سیاسی در سطح منطقه و جهان، تضعیف فزاینده تمدن غرب را تثبیت کرده و در این سال‌ها دشمن از هر حربه‌ای برای کنترل توسعه قدرت جمهوری اسلامی استفاده کرده، اما ترور رهبر کبیر انقلاب و رد شدن از خط قرمز ایرانیان، علاوه بر اینکه نشان دهنده استیصال آنها از روند تضعیفی است که دهه‌هاست تجربه می‌کنند، بیانگر وحشتی است که از آینده دارند، آینده‌ای که ایران قوی، سهمی تعیین کننده در نظم منطقه‌ای و جهانی خواهد داشت؛ لذا آنها با تمام قوا به منطقه آمده‌اند تا در یک جنگ وجودی، اقدام به حذف فیزیکی رهبر انقلاب، فروپاشی حاکمیت ایران و تجزیه کشور کنند.

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

هسته‌های خرد محلی ستون فقرات مشارکت پایدار مردمی در دوران جنگ است.

جنگ، آزمونی برای نشان دادن اراده و پایداری یک ملت است. توانایی جامعه برای حفظ انسجام، انگیزه و فعالیت مستمر در عمق زندگی روزمره است که نتیجه جنگ را در جنگ نابرابر نظامی مشخص می‌کند. هسته‌های خرد محلی، نهادهای کوچک، خودکفا و فعال در سطح محلات، روستاها و شهرک‌ها هستند که نبض مقاومت را در قلب جامعه نگه می‌دارند. آن‌ها پاسخی عملی به این نیاز حیاتی هستند که مقاومت ملی باید ریشه در خاک و اجتماع داشته باشد. هسته‌های خرد با شناخت عمیق از بافت محلی، جغرافیا، افراد و نیازهای لحظه‌ای، می‌توانند خلأها را پر کرده و جامعه را زنده و پویا نگاه دارند.

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

جنگ منطقه‌ای یعنی تبدیل «جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران» به «جنگ مردم منطقه علیه آنها».

حمله جنایت‌بار آمریکا در ماه رمضان این‌بار با پاسخ کنترل شده و محدود ایران مواجه نشد. ایران در دفاع مقدس خود تا اینجا تمامی پایگاه‌های آمریکایی در جنوب خلیج فارس و بخشی از پایگاه‌های عراق و اردن تا قبرس را هدف قرارداده است. ایران هم‌اکنون پا را فراتر گذاشته و تمامی نیروها و زیرساخت‌های آمریکایی حاضر در منطقه را تا نقطه نابودی، هدف قرار می‌دهد. جنگ بی‌رحمانه آمریکا، شهادت عزت‌مندانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و پاسخ پیروزمندانه مستمر ایران توانسته زمینه‌های خیزش‌هایی را در مردم منطقه فراهم سازد؛ این خیزش، در حال تشدید و توسعه است و می‌تواند شکل کاملاً متفاوتی را به مراحل بعدی جنگ بدهد.

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

ایران با اعمال کنترل هوشمند بر تنگه هرمز، قدرت منطقه‌ای خود را تثبیت می‌کند.

در جریان تحولات نظامی و سیاسی جاری در منطقه، جمهوری اسلامی ایران استراتژی جدیدی را به صورت کنترل هوشمند بر تنگه هرمز اعمال کرده است. این بدان معنا نیست که تنگه به‌صورت فیزیکی بسته شده یا با موانع ساختاری نظیر مین‌ریزی‌های گسترده مسدود گردیده باشد؛ در واقع، زیرساخت‌های فیزیکی عبورومرور همچنان دست‌نخورده باقی مانده‌اند. تمرکز اصلی این راهبرد بر اعمال یک نظارت و مدیریت کنترل‌پذیر بر جریان کشتیرانی است.

جنگ جنگ تا پیروزی, نبرد سرنوشت

اقدام دشمن از سر تهاجم و دفاع ما مطابق با قوانین شرعی و انسانی است.

جنایت اخیر آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، مصداق بارز تهاجم و نقض آشکار حاکمیت ملی ایران بود. اقدام به ترور رهبر معظم جهان تشیع و جمعی از فرماندهان و مسئولان کشور، بالاترین سطح جنایت و تجاوز به کشور را رقم زد. در این شرایط، دفاع ایران از خود، یک وظیفه ملی و مشروع در تمامی قوانین الهیاتی و حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود.
این تهاجم در حالی صورت گرفت که بخش قابل توجهی از جامعه جهانی، از جمله بسیاری از کشورهای عربی و اروپایی، مخالف این اقدام بودند که این خود، نشان‌دهنده انزوای بین‌المللی آمریکا و شدت غیر انسانی و غیرعقلانی بودن اقدام او در این گستاخی است. علاوه بر این، قاطبه‌ای از کارشناسان سیاسی و نظامی و بخش قابل توجهی از افکار عمومی خود آمریکا نیز با این تهاجم مخالف بودند.

پیمایش به بالا