کنترل و مدیریت فضای مجازی در بحران، امری متداول و ضروری است و توسط کشورهای پیشرفته نیز مانند چین، آمریکا و روسیه با رویکردهای متفاوت اجرا میشود. استفاده از سیستم نظارت متمرکز، هوش مصنوعی، ارائه محتوای رسمی، همکاری با شرکتهای فناوری، ارائه اطلاعات مبتنی بر داده، آموزش رسانهای، همچنین بکارگیری قوانین سختگیرانه و نظارت سیاسی، برای اطلاعات را میتوان از این قبیل دانست.
غفلت در مدیریت فضای مجازی در بحرانهای اجتماعی و اقتصادی میتواند پیامدهای بسیار خطرناکی به دنبال داشته باشد. انتشار سریع اخبار کذب و شایعات، میتواند به سرعت اعتماد عمومی را از بین ببرد و منجر به ناآرامیها و فتنه شود. در بحرانهای اقتصادی، شایعات درباره سقوط ارز یا کمبود کالا، میتواند باعث افزایش اضطراب و هجوم به بازار شود. همچنین، عدم نظارت بر فضای مجازی میتواند به گسترش نفرتپراکنی و تفرقهافکنی منجر شود. ترولها و حسابهای جعلی میتوانند با انتشار محتوای تحریکآمیز، جامعه را دچار شکاف کنند. در نهایت، غفلت در این زمینه میتواند به تضعیف امنیت ملی و استقلال کشور منجر شود.
فارغ از نکات کلی مطرح شده در مدیریت بحران، کشور ایران دارای خصوصیت دیگری نیز است و آن، مسئله اساسی فراغ بال دشمن در بحران سازی در ایران است. پلتفرم هایی همچون اینستاگرام و تلگرام بر خلاف قوانین مصرح خودشان، با ضریب دادن به محتواهای بحران ساز و تبلیغ و دعوت مردم به اجتماعات و فتنه انگیزی، عملا بازوی اصلی بحران سازی در ایران بودند و شاهد این ماجرا این است که با قطع دسترسی به این برنامه ها، درصد بسیار بالایی از التهابات جامعه کم شد و فضا تحت کنترل قرار گرفت.
بنابراین، مدیریت فعال و هوشمندانه فضای مجازی در بحرانها، یک ضرورت اجتنابناپذیر است. توجه به این نکته ضروری است که مدیریت فضای مجازی در بحرانها، هرچند ضروری است، اما میتواند محدودیتها و ریسکهایی داشته باشد. با این حال، مصلحت کلی حفظ امنیت و ثبات، از خطرات این محدودیتها بیشتر است.











