درست است که در برخی ذهنیت های داخلی آشوب های زمستان ۱۴۰۴ با زمینه مشکلات اقتصادی و اعتراض به سیاست های اخیر دولت به وقوع پیوست اما در فضای منطقه ای و عمومی جهان، تمامی تحولات ایران ذیل سایه جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل خوانش می شود. با توجه به این که هنوز چند ماهی بیشتر از آتش بس میان ایران و رژیم صهیونیستی نگذشته است، تمامی رخدادهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی در این دو کشور کاملاً تحت تأثیر وضعیت جنگی روایت پردازی می شود.
در این شرایط با این که تلاش های زیادی از سوی برخی رسانه های فارسی زبان و ضد ایرانی صورت گرفت تا اتفاقات روزهای گذشته ایران را به عنوان خیزش ملّی یا قیام مردمی علیه سیاست های جمهوری اسلامی بازنمایی و روایت کنند اما بخش بسیار مهمی از افکار عمومی جهانی از جمله فضای داخلی امریکا این رخدادها را برآمده از دامنه درگیری اسرائیل با ایران برداشت نمودند و همین امر هم موجب شد تا در نظرسنجی هایی که پیرامون رضایت به مداخله امریکا در این معرکه انجام شد، حدود ۷۰ درصد از مردم امریکا با این دخالت اعلام مخالفت داشته باشند. این مورد و بسیاری از شواهد سیاسی در سایر کشورها نشان می دهد که ذهنیت عمومی، با قرائت رسانه های ضدانقلاب و ضد ایرانی همراهی نداشته و داستان های آن ها برای القای وضعیت انقلابی در ایران و خودجوش بودن اغتشاشات را مورد پذیرش قرار نداده است. افکار عمومی در دنیا به خوبی دریافته است که در میانه جنگ تمام عیار و وجودی رژیم صهیونیستی با ایران بدون تردید زمینه چینی و سناریوسازی های صورت گرفته در شهرها و خیابان های ایران محصول و دست پخت سرویس های جاسوسی – امنیتی اسرائیل بوده و تلاشی برای تغییر در موازنه برتر ایران پس از جنگ ۱۲ روزه است. خصوصاً این که بسیاری از اندیشکده ها و گزارش های نخبگانی در ماه های گذشته وحدت و اتحاد داخلی ملت ایران را مهم ترین شاخص مزیت و برتری نسبی ایران در برابر اسرائیل برشمرده اند، واضح می سازد که تمامی تلاش رژیم می باید بر طراحی هایی متمرکز باشد که همین نقطه برتری را به ضعف بکشاند و روشن است که تمامی اتفاقات اخیر در ایران نیز کاملاً بر اساس همین طرح پیش رفته است.











