یکی از ملاحظات و نکاتی که دربارهی افکار عمومی منطقه و جهان در قبالِ مسائل ایران باید مدّنظر قرار دهیم، این است که مردم منطقه و مردم جهان حوادث ایران را پس از طوفانالاقصی و مقاومت اسطورهای مردم غزّه دارند مشاهده میکنند. به طور خاص، بازتابی که حوادث ایران در سال ۱۴۰۱ در افکار عمومی منطقه و جهان داشت با انعکاسی که حوادث دیماه ۱۴۰۴ میتواند در ذهنیت مردم منطقه و مردم جهان داشته باشد، اساساً قابل قیاس نیست؛ چون اوّلی قبل از طوفانالاقصی و دوّمی پس از آن دارد رخ میدهد. حوادث غزّه یک رخداد جهانی بود که وجدان عمومی را در مقیاس بینالمللی بیدار کرده و حجابی را که نظام سلطه از طریق رسانهها بر روی افکار عمومی جهان انداخته بود دریده است.
آمریکا و اسراییل دیگر مثل گذشته نمیتوانند با استفاده از ابزارهای رسانهای و به سادگی عُرف جهانی را به نفع خود تغییر دهند؛ زیرا فرهنگ و تمدّن غربی در حوادث غزّه بیآبرو شده و هر جا موضعگیری شفافی از سوی اسراییل و آمریکا علیه کشوری در میان باشد، جهان به دیدهی تردید به آن مینگرد. خصوصاً ایران که در صحنهی درگیری اسراییل با غزّه، صراحتاً کنار مردم غزّه ایستاد، بخش قابل توجّهی از فرماندهان و سرداران نظامی خود را در این راه فدا کرد و تنها دولت رسمی در جهان بود که ـ غیر از اعتراضات بیحاصل سیاسی ـ خاک سرزمینهای اشغالی را طی سه عملیات نظامیِ وعدهی صادق ۱، ۲ و ۳ مورد حمله قرار داد. در تراژدی غزّه، جمهوری اسلامی ایران در سمت درست تاریخ ایستاد و به همین خاطر، مقبولیت و محبوبیت بینالمللی ایران افزایش یافت. افکار عمومی منطقه و جهان را باید در بستر فضایی که مقاومت مردم غزّه خلق کرد، مورد توجّه قرار بدهیم و متوجّه باشیم که از این جهت، مدیون مقاومت اسطورهای مردم غزّه هستیم.











