از ابتدای شکل گیری اعتراضات، ما با یک طراحی پیچیده و حساب شده از طرف محور آمریکایی – اسرائیلی مواجه بودیم که از سفر نتانیاهو به فلوریدا آمریکا و همزمانی شروع اعتراضات در ایران کلید زده شد. پروژه ای متشکل از فشارهای اقتصادی چندوجهی و راه اندازی اعتراضات و به آشوب کشاندن آن با همکاری تمامعیار گروه های تروریستی مسلح و در ادامه محکومیت های بین المللی و در هم نهایت حمله نظامی و تجزیه ایران.
انصراف ترامپ از حمله به ایران به عنوان حلقه آخر پازل این عملیات، نشانه واضح شکست آن بود. به خلاف آنچه که رسانه های معاند القاء میکنند مبنی بر اینکه این انصراف یک تصمیم شخصی از طرف ترامپ بوده، به نظر میرسد این انصراف محصول هزینه و فایده آمریکا از اجرای این عملیات پیچیده بود که به شدت متاثر از شکست هایی بود که در این حلقه اقدامات اتفاق افتاد. عدم عمراهی مردم با معترضان و شکست اقدامات سخت تروریستی و نمایش اقتدار مردم در حمایت از ایران، بخشی از این شکست بود. ایستادگی و اقتدار نظامی ایران در برابر تهدیدها و معتبرسازی تهدید علیه منافع آمریکا در منطقه نیز مزید بر علت بود. حمایت دولت های منطقه از تمامیت ارضی و حاکمیت ایران و فعال شدن لابی های آنها در واشنگتن و همچنین شکست مفتضحانه آمریکا در شورای امنیت برای اجماع سازی علیه ایران، آمریکا را به این نتیجه رساند که حمله نظامی به ایران، مضرات زیادی نسبت به فواید آن برای آنها دارد. ورود طوفانی ترامپ از تهدید به حمله نظامی از ابتدای شروع پروژه و تلاش های پیاپی او برای دمیدن به آتش اعتراضات و معتبرسازی تهدیدها و عقب نشینی او پس از شکست های پیاپی حلقات طراحی شده، نشانه خطای محاسباتی آنها نسبت به ظرفیت های سخت و نرم جمهوری اسلامی ایران بود. شکست این پروژه علیه ایران درحالی که دشمن با تجمیع تمامی سناریوهای سخت و نرم خود آن هم در زمانیکه فکر میکرد ایران در ضعیف ترین حالت تاریخی خودش قرار دارد، نشانهای آشکار از اقتدار ایران است که طبعا دشمن با درک آن، عقب نشینی خودش را نشان داد.











