جهان غرب همواره از طریق پروژههای رسانهای در سطح جهانی، زمینه را برای مشروعیتبخشی به اقدامات خود و ایجاد اجماع بینالمللی فراهم میکند. با این حال، تحوّلات بینالمللی و خودآگاهی جهانی روندی را طی کرده که کارآمدی و اثربخشی پروژههای رسانهای نظام سلطه را با چالش رو به رو شده است. به مرور با شناسایی الگوریتم و سازوکار پروژههای رسانهای و برملا شدنِ پشتِ صحنهی طرّاحیها و پروژههای رسانهای که آمریکا و اسراییل تعریف میکنند، افکار عمومی جهان دیگر به سادگی فریب این بازیهای رسانهای را نمیخورد. در این راستا، گزارش آماری شبکهی الجزیره دربارهی یکی از ترندهای مربوط به حوادث دی ماه ۱۴۰۴ جالب توجّه است:
«دادههای پایگاه موسوم به توئیت بایندر نشان داد که اکثر پیامهای منتشره در فضای رسانههای اجتماعی از داخل ایران منتشر نشدهاند و اکثرشان منبع خارجی داشته و به حسابهای وابسته به رژیم صهیونیستی ارتباط پیدا میکنند که سعی در هدایت روایت به سمت اهداف جغرافیایی سیاسی خاص داشتهاند. تحلیل دادهها و پستهای هشتگ «#ایران_را_آزاد_کنید» در شبکه اجتماعی «ایکس» نشان داد که الگوی انتشار پیامها غیرمعمول یا مصنوعی بوده و ۹۴ درصد از ۴۳۰۰ پیام منتشر شده، ریتوییت (بازنشر) بودهاند. همچنین آنالیز پیامها نشان میدهد که تعداد حسابهایی که محتوای اصلی این کارزار را تولید میکردند، از ۱۷۰ کاربر فراتر نمیرفت؛ درحالیکه عدد پیامها به بیش از ۱۸۰ میلیون کاربر رسیده است! فاصله زیاد میان منابع محدود و گسترش گسترده پیامها نیز نشاندهنده عملیات نفوذ هماهنگ است که هدف آن ایجاد تصور حمایت عمومی گسترده از کارزار است. این کارزار که بهصورت متمرکز رضا پهلوی را بهعنوان فرد جایگزین برای ایران تبلیغ میکرده، محدود به عملکرد کاربران ناشناس نبوده و مقامات کنونی و سابق رژیم صهیونیستی مثل بنگویر و نفتالی بنت هم در آن شرکت کردهاند».











