بهمن ۲۷, ۱۴۰۴

غیرقابل مذاکره

موشک ها، یکی از اصلی ترین اجزای تعیین کننده در جنگ های امروز هستند.

جنگ‌های دنیای امروز دیگر محدود به زدوخوردهایی برای تصرف سرزمین یا انهدام نیروی دشمن نیستند، این نبردها صورتی پیچیده، چندلایه و شبکه‌ای یافته‌اند که از آن با عنوان جنگ‌های ترکیبی یا هیبریدی یاد می‌شود. در این نوع منازعه، جنگ به یک فرآیند مستمر تبدیل می‌شود که در آن مرز میان صلح و جنگ، نظامی و غیرنظامی، داخلی و خارجی به‌صورت عامدانه مخدوش می‌گردد. جنگ هیبریدی بیش از آنکه متکی بر لحظه قاطع میدان نبرد باشد، معطوف به فرسایش تدریجی قدرت ملی، اختلال در تصمیم‌سازی، فروپاشی اراده سیاسی و تضعیف انسجام اجتماعی دشمن است.

غیرقابل مذاکره

سرنوشت اکراین و لیبی نمونه عبرت آموزی از خلع سلاح موشکی است.

پرونده اوکراین پس از ۲۰۱۴ و به‌ویژه بعد از ۲۰۲۲، به‌روشنی نشان می‌دهد که کنار گذاشتن توان بازدارندگی راهبردی، یک کشور را به وضعیت گدایی امنیت از دیگران سوق می‌دهد. رئیس‌جمهور اوکراین عملاً به بازیگری تبدیل شد که بقای دولت و ملت خود را از طریق چانه‌زنی مداوم با واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی پیگیری می‌کند. رفتار قدرت‌های غربی با اوکراین، از تعویق‌های مکرر در ارسال تسلیحات، مشروط‌سازی کمک‌ها، اختلافات علنی میان آمریکا و اروپا، تا استفاده ابزاری از پرونده اوکراین در رقابت‌های داخلی به‌ویژه در سیاست آمریکا، نشان داد که تضمین‌های امنیتی پسابوداپست، هیچ‌گاه جایگزین بازدارندگی واقعی نشدند.

غیرقابل مذاکره

تمام قدرت ها، برنامه های مفصلی در توسعه برنامه موشکی دارند.

در نظام بین‌الملل معاصر، توسعه توان موشکی به یکی از شاخص‌های اصلی قدرت ملی و بازدارندگی مؤثر تبدیل شده است. بررسی سیاست‌های دفاعی قدرت‌های بزرگ نشان می‌دهد که تقریباً تمامی بازیگران اصلی – از ایالات متحده، روسیه و چین گرفته تا هند، پاکستان، اروپا و حتی کشورهای کوچک‌تر، برنامه‌های موشکی مفصل، مستمر و چندلایه‌ای را در دستور کار دارند. این روند محصول مستقیم تحولات محیط امنیتی، پیشرفت فناوری و منطق رقابت راهبردی است.

غیرقابل مذاکره

از منظر اقتصاد جنگ، موشک های بالستیک سلاح دوسربرد هستند.

موشک‌های بالستیک را می‌توان سلاح‌هایی ذاتاً دو سر برد دانست؛ سلاحی که نتیجهٔ اقتصادی آن، مستقل از اصابت یا عدم اصابت، به نفع استفاده‌کننده رقم می‌خورد. در صورت اصابت، هزینهٔ موشک بالستیک مستقیماً به تخریب یک هدف نظامی، زیرساختی یا راهبردی منجر می‌شود؛ اما در صورت شکار شدن نیز، سازوکار دفاعی دشمن را وادار به مصرف سامانه‌هایی می‌کند که ارزش اقتصادی آن‌ها به‌مراتب بالاتر از خود موشک مهاجم است. همین ویژگی است که موشک بالستیک را از یک ابزار صرفاً تهاجمی به یک ابزار فشار اقتصادی و فرسایشی تبدیل می‌کند.

غیرقابل مذاکره

مزیت هزینه ای موشک در مقابل جنگنده قابل توجه است.

خرید یک جنگندهٔ مدرن امروزی، حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت برای ایران، قیمتی در حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون دلار هزینه در بر دارد. این فقط هزینهٔ خرید بدنه است و پیش از آن‌که جنگنده عملاً به یک دارایی عملیاتی تبدیل شود، نیازمند زیرساخت، آموزش و پشتیبانی گسترده است. در مقابل، یکی از پیشرفته ترین موشک های هایپرسونیک ایران یعنی فتاح به گفته سردار شهید حاجی زاده ۲۰۰ هزار دلار هزینه تولید دارد.

غیرقابل مذاکره

در تاریخ جنگ های مدرن موشک ها همیشه تعیین کننده بوده اند.

جنگ‌های مدرن، به‌ویژه از نیمه دوم قرن بیستم به این‌سو، دچار یک دگرگونی اساسی شده اند و این تغییر بزرگ، انتقال کانون جنگ از خط تماس نیروها در خطوط مقدم نبرد به عمق سرزمینی و زیرساختی کشورها می باشد. در این تحول، موشک‌ها – اعم از بالستیک، کروز، ضدکشتی و راکتی – به ابزار اصلی این تغییر تبدیل شده‌اند. برخلاف جنگ‌های گذشته و شناخته شده که پیروزی از طریق تصرف سرزمین و از مسیر پیشروی زمینی حاصل می‌شد، جنگ مدرن امکان وارد آوردن ضربات راهبردی به شهرها، مراکز انرژی، حمل‌ونقل و فرماندهی را بدون اشغال سرزمینی فراهم کرده است.

غیرقابل مذاکره

پرتلفات ترین جنگ های بشریت در دوران مدرن اتفاق افتاده است.

بررسی آماری جنگ‌های یکصد سال اخیر نشان می‌دهد که دوران مدرن کنونی ، پرتلفات‌ترین دوره تاریخ بشر از حیث خشونت سازمان‌یافته بوده است. تنها در قرن بیستم، بنا بر برآوردهای معتبر، بیش از ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیون نفر در اثر جنگ‌ها جان خود را از دست داده‌اند؛ رقمی که سهم اصلی آن به دو جنگ جهانی بازمی‌گردد. جنگ جهانی اول با حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون کشته و جنگ جهانی دوم با ۷۰ تا ۸۵ میلیون قربانی، نشان دادند که الگوهای ایجاد شده در پیوند دولت–ملت، بسیج توده‌ای و فناوری صنعتی، جنگ را از یک پدیده محدود نظامی به ابزاری برای کشتار جمعی در مقیاس های بزرگ و تمدنی تبدیل کرده است.

پیمایش به بالا