اسفند ۲۷, ۱۴۰۴

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

مردّد شدن ترامپ از حمله به ایران، محصول شکست پروژه منزوی سازی ایران بوده است.

از ابتدای شکل گیری اعتراضات، ما با یک طراحی پیچیده و حساب شده از طرف محور آمریکایی – اسرائیلی مواجه بودیم که از سفر نتانیاهو به فلوریدا آمریکا و همزمانی شروع اعتراضات در ایران کلید زده شد. پروژه ای متشکل از فشارهای اقتصادی چندوجهی و راه اندازی اعتراضات و به آشوب کشاندن آن با همکاری تمام‌عیار گروه های تروریستی مسلح و در ادامه محکومیت های بین المللی و در هم نهایت حمله نظامی و تجزیه ایران. انصراف ترامپ از حمله به ایران به عنوان حلقه آخر پازل این عملیات، نشانه واضح شکست آن بود.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

برپائی اجتماعات هم بستگی با جمهوری اسلامی، اتفاقی بی بدیل بوده است.

بیداری مردمی امروز به یک روند تحولی در جهان تبدیل شده است که با قدرت نرمی که ایجاد میکند، به نوعی پیشران قدرت در جهان جدید محسوب میشود و در این میان، جایگاه ایران ارتقاء یافته است. کشوری که آمریکا و رژیم صهیونیستی و بسیاری از کشورهای جهان تلاش داشتند تا طی بیش از چهار دهه، آن را متهم به دیکتاتوری و سرکوب کنند، امروز دقیقا در دل بحران ها، حمایت های ملی و مردمی متعددی را نه فقط در کشورهای اسلامی بلکه در اقصی نقاط جهان به خود می بیند و از هند و پاکستان تا ترکیه و برزیل برای همبستگی با جمهوری اسلامی، تجمعات مردمی برگزار میکنند. دشمن در این دوران، علی رغم اینکه تمام قدرت رسانه ای خود را به جهت ایجاد پروپاگاندای گسترده علیه جمهوری اسلامی فعال کرده است، اما برخلاف بسیاری از پروژه های قبلی اغتشاشات در ایران، موفق به یکپارچه سازی افکار عمومی جامعه جهانی بر علیه ایران نشد و ملت های بیدار جهان، نه تنها با او به مخالفت پرداختند، بلکه در اقدامی فعالانه، تجمعاتی به نشانه همبستگی با نظام جمهوری اسلامی برگزار کردند و بدون اینکه نفعی در این ماجرا داشته باشند، از صدای حقیقت دفاع کردند.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

بی آبروئی تاریخی پهلوی، زمینه ای برای جدی گرفته نشدن آن ها در فضای جهانی شده است.

در یک دهه گذشته پروژه سفیدسازی پهلوی ها و دوران سلطنت آن ها در ایران با شدت زیادی برای مخاطبین ایرانی دنبال شد و حجم بالایی از تولیدات رسانه ای، هنری و خبری را به خود اختصاص داد و همین امر هم موجب شد تا در نسل هایی که حافظه ضعیف تری از تاریخ معاصر ایران دارند تا حدودی تصویر جدیدی از آن دوران برساخت گردد. با این حال، همچنان در فضای عمومی جهان اسلام و جهان عرب و در میان نخبگان سیاسی دنیا، پهلوی واقعی با پهلوی ذهنی هیچ تفاوت معناداری ندارد. پهلوی با همان مختصات ازهم گسیخته و پوسیده ای که داشت همچنان، همان اندازه را برای تصمیم گیران و رهبران سیاسی در جهان دارد.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

نشست شورای امنیت، شکست آمریکا در اجماع سازی بر علیه ایران بود.

نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره اتفاقات ایران، نمایشی از ناکامی آمریکا و تضعیف قدرت نرم او بود. این نشست، که با درخواست آمریکا آغاز شد، به وضوح نشان‌دهنده تغییر قطب‌بندی روزافزون جهان و ظهور ائتلاف‌های قدرتمند در برابر محوریت غرب است. نماینده روسیه با لحنی تند، نشست را سیرک خواند و به صراحت اعلام کرد که آمریکا تنها وقت شورای امنیت را تلف کرده است.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

پروژه‌های رسانه‌ای نظام سلطه برای اجماع‌سازی بین‌المللی دیگر کارآیی سابق را ندارد.

جهان غرب همواره از طریق پروژه‌های رسانه‌ای در سطح جهانی، زمینه را برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات خود و ایجاد اجماع‌ بین‌المللی فراهم می‌کند. با این حال، تحوّلات بین‌المللی و خودآگاهی جهانی روندی را طی کرده که کارآمدی و اثربخشی پروژه‌های رسانه‌ای نظام سلطه را با چالش رو به رو شده است. به مرور با شناسایی الگوریتم و سازوکار پروژه‌های رسانه‌ای و برملا شدنِ پشتِ صحنه‌ی طرّاحی‌ها و پروژه‌های رسانه‌ای که آمریکا و اسراییل تعریف می‌کنند، افکار عمومی جهان دیگر به سادگی فریب این بازی‌های رسانه‌ای را نمی‌خورد.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

خوانش جهانی از اتفاقات ایران در پیوستاری از جنگ ۱۲ روزه است.

درست است که در برخی ذهنیت های داخلی آشوب های زمستان ۱۴۰۴ با زمینه مشکلات اقتصادی و اعتراض به سیاست های اخیر دولت به وقوع پیوست اما در فضای منطقه ای و عمومی جهان، تمامی تحولات ایران ذیل سایه جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل خوانش می شود. با توجه به این که هنوز چند ماهی بیشتر از آتش بس میان ایران و رژیم صهیونیستی نگذشته است، تمامی رخدادهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی در این دو کشور کاملاً تحت تأثیر وضعیت جنگی روایت پردازی می شود. در این شرایط با این که تلاش های زیادی از سوی برخی رسانه های فارسی زبان و ضد ایرانی صورت گرفت تا اتفاقات روزهای گذشته ایران را به عنوان خیزش ملّی یا قیام مردمی علیه سیاست های جمهوری اسلامی بازنمایی و روایت کنند اما بخش بسیار مهمی از افکار عمومی جهانی از جمله فضای داخلی امریکا این رخدادها را برآمده از دامنه درگیری اسرائیل با ایران برداشت نمودند و همین امر هم موجب شد تا در نظرسنجی هایی که پیرامون رضایت به مداخله امریکا در این معرکه انجام شد، حدود ۷۰ درصد از مردم امریکا با این دخالت اعلام مخالفت داشته باشند.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

طوفان‌الاقصی و مقاومت اسطوره‌ای مردم غزه، زیرساخت افکار عمومی جهان را دگرگون کرده است.

یکی از ملاحظات و نکاتی که درباره‌ی افکار عمومی منطقه و جهان در قبالِ مسائل ایران باید مدّنظر قرار دهیم، این است که مردم منطقه و مردم جهان حوادث ایران را پس از طوفان‌الاقصی و مقاومت اسطوره‌ای مردم غزّه دارند مشاهده می‌کنند. به طور خاص، بازتابی که حوادث ایران در سال ۱۴۰۱ در افکار عمومی منطقه و جهان داشت با انعکاسی که حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ می‌تواند در ذهنیت مردم منطقه و مردم جهان داشته باشد، اساساً قابل قیاس نیست؛ چون اوّلی قبل از طوفان‌الاقصی و دوّمی پس از آن دارد رخ می‌دهد. حوادث غزّه یک رخداد جهانی بود که وجدان عمومی را در مقیاس بین‌المللی بیدار کرده و حجابی را که نظام سلطه از طریق رسانه‌ها بر روی افکار عمومی جهان انداخته بود دریده است.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

حجم خشونت و جنایت، زمینه مظلوم نمایی آشوب طلبان در فضای جهانی را کمرنگ ساخت.

مهم ترین تفاوت ماهوی این دوره از فتنه انگیزی ها در کشور به بالا بردن بی سابقه میران خشونت و وحشی گری مربوط می شود. جنایت های آشکار و بی محابا بازیگران میدانی و آسیب های بی پرده به اموال خصوصی مردم به همراه اقرار آشکار به این اقدامات موجب شد تا بسیاری از حمایت هایی که سابقاً از این قبیل اتفاقات صورت می گرفت دیگر امکان این پشتیبانی ها را دارا نباشند. بیان روشن دست اندرکاران به حجم خرابکاری های و کشتارهای صورت گرفته باعث شده است که تا بسیاری از رسانه ها نظام اسلامی را برای هرگونه برخوردی با این افراد محق بدانند.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

مداخله آشکار اسرائیل موجب شد تا تردیدی در ساختگی بودن رخدادهای ایران باقی نماند.

پس از حمله مستقیم اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران، دشمن تلاش کرد تا دور بعدی حملات خود را هوشمندانه تر طراحی کند تا این بار بتواند افکار عمومی جامعه جهانی را به نفع خودش مدیریت کرده و مشروعیتی حقوقی و بین المللی برای اقدامات خصمانه اش، خصوصا حمله نظامی علیه ایران به دست آورد. به همین جهت آمریکا و اسرائیل در یک همکاری مشترک، اقدام به طراحی و اجراء یک جنگ ترکیبی علیه ایران کردند. طی این پروژه، مزدوران مسلح آمریکا و رژیم صهیونیستی، اعتراضات مسالمت آمیز مردمی را به خشونتی تروریستی کشاندند و تلاش کردند تا کشته سازی و کشته گیری گسترده ای ایجاد کنند و فضای جهانی را به سمتی ببرند که بتوانند حمله نظامی علیه ایران را فعال سازند.

پایان دوران منزوی سازی ایران, دور دوم جنگ

بازی های حقوق بشری امریکا در جهان بی معناشده است.

موقعیت ابرقدرتی آمریکا، تصویری از این کشور برای اصحاب قدرت آن ساخته است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیستند حقائق مرتبط با افول کشورشان و فروپاشی ساختار تک قطبی جهان را بپذیرند. از این جهت دهه هاست که امریکا با یکه تازی در جهان، بسیاری از قوانین بین المللی را که در موارد متعددی خودش وضع کرده است، زیرپا گذاشته و به همین جهت روز به روز قدرت نرم آن کاهش پیدا میکند. اما باتوجه به اینکه اساسا نظام حقوق بین الملل برپایه قدرت نرم ایالات متحده امریکا بنا شده است، افول قدرت نرم امریکا، به معنای فروکاسته شدن مشروعیت حقوق بین الملل و معنازدایی از این ساختار بین المللی است.

پیمایش به بالا