با شدت گرفتن تحریکات نظامی امریکا در منطقه و بالارفتن اخبار پیرامون احتمال حمله نظامی امریکا به منطقه مجدداً صحبت ها در مورد توانمندی های موشکی ایران بر سر زبان رسانه های خارجی افتاده است. هرچند سالهاست که توانمندی های موشکی ایران در معرض توجه رسانه ها و افکار عمومی داخلی و بین المللی قرار دارد اما پس از اجرای عملیات های وعده صادق و به خصوص پس از جنگ 12 روزه و تجاوز وحشیانه اسرائیل و امریکا به ایران و پاسخ سهمگین موشکی ایران به اسرائیل، بیش از پیش به سر خط اظهار نظر ها و صدر فهرست موضوعات چالش برانگیز جامعه کشیده شده است . در واقع پس از این رویدادها، موضوع موشکی از سطح علاقه ی طیف های خاص مخاطبان، به موضوع مورد توجه برای افکار عمومی کشور تبدیل شده است.
به موازات همین روند با مطرح شدن امکان آغاز مذاکرات ایران و امریکا موضوع صنعت موشکی ایران و تلاش امریکا برای محدودسازی توان موشکی جمهوری اسلامی، موج جدیدی از پرسش ها و ابهامات و همچنین شبهات در این مورد در فضای افکار عمومی ، شبکه های اجتماعی و رسانه های رسمی و غیر رسمی به راه افتاده است.
در این دوره جنگ 12 روزه، مردمی که سالها اخبار تحریمهای نظامی و فشارهای سیاسی غرب را شنیده بودند، ناگهان با نمایش قدرتی روبهرو شدند که تلقی های ذهنی اشان را به چالش میکشید. در طول این سالها و با مشاهده هر آزمایش یا عملیات میدانی، لایههای پنهان این صنعت بیشتر و بیشتر آشکار شد و صورتِ این پرسشگری و مسئلهها نیز،کاملتر و دقیقتر گردید. امروز ما با یک بسته کامل از پرسشهای جدی درباره چرایی ، ابعاد و آینده صنعت موشکی مواجه هستیم؛ که لازم است پاسخ های دقیقی برای آن ارائه دهیم .
شاید زیربناییترین مسئله که ذهن بسیاری را درگیر کرده، انتخاب راهبردی موشک برای ایران است. چرا در دنیایی که قدرتهای بزرگ به سمت جنگندههای نسل پنجم و ششم میروند و آسمان را با پیشرفتهترین هواپیماها تسخیر کردهاند، ایران مسیر متفاوتی را برگزید و تمام تمرکز خود را بر توسعه صنعت موشکی گذاشت؟ آیا این یک انتخاب هوشمندانه نظامی بود یا اجباری ناشی از تحریمها و ناتوانی در نوسازی نیروی هوایی؟ مردم میپرسند آیا در نبردهای مدرن، موشک میتواند جای خالی جنگنده را پر کند و آیا سرمایهگذاری بر این ابزار، پاسخگوی تهدیدات پیچیده امروزی هست یا خیر؟
پرسشهای بعدی بر تراز فناوری و کارآمدی موشک های ما متمرکز است.پرسشهایی از چگونگی شکل گیری ، پیشرفت و سطح فناوری دراین صنعت و دلایل و عوامل موفقیت آن ، آنهم در جامعهای که هر روز با مشکلات صنعت خودروسازی و کیفیت پایین محصولات داخلی دستوپنجه نرم میکند، این سوال به شکل پررنگی مطرح میشود که چگونه ممکن است کشوری که در ساخت یک خودروی باکیفیت دچار چالش است، در لبه تکنولوژی هوافضا حرکت می کند و می تواند موشکهای نقطهزن بسازد؟ راز این تفاوت فاحش در چیست؟ آیا موشکهای ایرانی واقعاً آنطور که گفته میشود دقیق و ویرانگرند، یا این تنها یک بزرگنمایی رسانهای است؟ و مهمتر از آن، آیا این سامانه در میدان عمل و در طول عملیات های وعده صادق و جنگ 12 روزه و در برابر پدافندهای چندلایه غربی نظیر گنبد آهنین یا پاتریوت و تاد، آزمون خود را با موفقیت پس داده است؟
در ذهنها و تحلیلهای اقتصادی، بحث هزینه و فایده جایگاه ویژهای دارد. آیا صنعت موشکی با صرف هزینههای کلان، ارزش اقتصادی و امنیتی دارد؟ برخی میپرسند چرا این بودجهها صرف رفاه عمومی یا زیرساختهای غیرنظامی نمیشود؟ آیا امنیت حاصل از موشک، زیربنای اقتصاد است یا رقیب آن؟ و آیا راه کمهزینهتری برای تأمین امنیت وجود نداشت که هم بازدارندگی ایجاد کند و هم فشارهای معیشتی را تشدید نکند؟
همزمان، نقش و اصرار بازیگران خارجی برای توقف این صنعت، پرسشهای دیگری را ایجاد کرده است. چرا غرب و بهویژه آمریکا و اسرائیل، پس از پرونده هستهای، تمام توان دیپلماتیک و فشار سیاسی خود را بر خلع سلاح موشکی ایران متمرکز کردهاند؟ چرا آنها که خود زرادخانههای اتمی و موشکی دارند، از وجود موشکهای متعارف ایران تا این حد هراسانند؟ آیا هدف آنها واقعاً صلح و ثبات منطقه است یا به دنبال تکرار سناریوی کشورهایی هستند که ابتدا خلع سلاح شدند و سپس مورد تهاجم قرار گرفتند؟
در نهایت، پرسشگری از مفهوم خودکفایی مطلق باقی میماند. چرا ایران اصرار دارد تمام زنجیره این صنعت را در داخل بسازد و حاضر نیست امنیت خود را از طریق پیمانهای نظامی یا خرید تسلیحات تأمین کند؟ تجربه تاریخیِ اعتماد به بیگانگان در بزنگاههای جنگ چه درسهایی به ما داده که امروز داشتنِ سلاح راهبردی بومی را از نان شب واجبتر کرده است؟
اینها پرسشهایی هستند که امروز در ذهن ایرانیان جریان دارند؛ پرسشهایی که علاوه بر زمینه های رسانه ای و تبلیغاتی برآمده از میل به دانستنِ حقیقتِ قدرت و جایگاه کشور در جهان پرآشوب امروز است، و پاسخهایشان میتواند شاخصی تعیینکننده برای درکِ درستِ مسیرِ طی شده و افقِ پیشروی ایرانِ قوی باشد.
امروز پس از چند دور زد و خورد موشکی و اجرای عملیاتهای خیره کننده ،دقیق و ویرانگر علیه مواضع اسرائیل، آمریکا و عوامل تروریستی آنها در منطقه و هر از چندگاه، رونمایی از شهرهای موشکی زیرزمینی و تست موشک های جدید، موجی از شگفتی برای ناظران جهانی و حس غروری آمیخته با پرسشگری برای افکار عمومی داخلی و جهانی شکل گرفته است. تبدیل شدن ایران به یک قدرت موشکی جهانی، رویدادی پر از پیچیدگی و معادلات چندلایه است که فهم آن، فراتر از ابعاد فناورانه، نیازمند بازخوانی همزمانِ رویدادها و عبرت های عمیق تاریخی و ضرورتهای گریزناپذیر امنیتی امروز و فردای کشور است.
ریشه شکل گیری چنین توانمندی غرورآفرینی را در ابتدا باید در پاسخ به یک نیاز تاریخی و غلبه بر سیصد سال تنهایی راهبردی و برخورد استکباری و حقارت آمیز قدرت های دنیا با ایرانیانی دانست که میراث دار ریشه دارترین تمدن بشری و قدیمی ترین دولت -ملت در ادوار تمدنی بشر هستند.
در طی تاریخی پر از تجربه های تلخ از نبرد چالدران در عصر صفوی و اشغال تبریز توسط دولت عثمانی گرفته تا جنگ با روسیه تزاری و قرادادهای ننگین در عصر قاجار و در ادامه، اشغال چندساعته ایران در جنگ جهانی دوم در دوران پهلوی اول، یک درس تلخ، مدام تکرار شده است که فقدان و ضعف قدرت موثر دفاعی، دعوت دشمنان به طمع ورزی وتجاوز به ایران عزیز است . علیرغم خریدهای هنگفت تسلیحات غربی در دوران پهلوی دوم ، ایران به دلیل فقدان دانش بومی و وابستگی مطلق به مستشاران، عملاً در قفسی از وابستگی گرفتار شده بود که حتی نتوانست مانع جدایی بحرین شود. جامعهای که بارها طعم تلخ اشغال و قحطی ناشی از ضعف دفاعی را چشیده بود، دیگر تاب تکرار تاریخ را نداشت.
نقطه عطف این دگرگونی و اراده تحول خواهی ، جنگ تحمیلی و جنگ شهرها بود. زمانی که صدام با حمایت شرق و غرب، موشکهایش را بر سر تهران و دزفول میریخت، صورت معادله برای نخبگان ایرانی روشن شد؛ امنیت اجارهای و اتکا به جنگندههایی که قطعاتشان در تحریم است، سرابی بیش نیست. در دلِ آن اضطرار و زیر آتش دشمن، تصمیمی راهبردی گرفته شد که ایران باید به سلاحی دست یابد که هم بومی باشد، هم ارزان و هم بازدارنده. اینجا بود که بذر صنعت موشکی بهعنوان تنها راه بقای ملی کاشته شد.
این تحولات، ایران را در موقعیتی جدید در سطح منطقه و جهان قرار داده است. تا پیش از این، دشمنان با تکیه بر برتری هوایی مطلق، گزینههای نظامی را همواره روی میز داشتند. اما ایران با بلوغ صنعت موشکی و دستیابی به فناوری نقطهزنی و موشکهای هایپرسونیک، محاسبات دشمنان را تغییر داده است. عملیاتهای اخیر و ضربات مهلک به پایگاههای استراتژیک دشمن در منطقه ، نشان داد که دوران بزن و دررو تمام شده است. این صنعت، با عبور از لایههای پدافندی چندملیتی، برای اولین بار در تاریخ معاصر، طعم تلخ تنبیه ویرانگر و سهمگین را به متجاوزان به ایران چشانید.
امروز صنعت موشکی ایران،علاوه بر ابعاد نظامی و دفاعی، به پیشران علم و فناوری کشور تبدیل شده است. سرریز دانش این حوزه به صنایع فضایی، متالورژی و الکترونیک، ایران را در باشگاه محدود قدرتهای نوظهور جهان جای داده است. با این حال، جامعه همچنان با پرسشهایی درباره چرایی هزینهها و اولویتبندیها روبهروست. پاسخ به این پرسشها در درک این واقعیت نهفته است که در دنیایی که قانون جنگل بر آن حاکم است، توسعه اقتصادی و رفاه، بدون چتر امنیتیِ مستحکم، رویایی شکننده است. صنعت موشکی، همان دیوار بلند قدرت است که در پناه و سایه آن، رشد و پیشرفت برای آینده ایران ممکن می شود.
اکنون، ما در آغاز مرحلهای تازه هستیم. دشمن که از مقابله نظامی ناامید شده، تمام توان خود را بر خلع سلاح از طریق فشارهای سیاسی و تهدید بر حملات مجدد و فشار برای توقف این صنعت متمرکز کرده است. اما مسیر طی شده نشان میدهد که این توانمندی، ضامن عزت، استقلال و شرافت ملت ایران است و هرگونه عقبنشینی در آن، به معنای بازگشت به دوران تاریک و تکرار تاریخ پر اندوه، در از دست رفتن سرزمین و جان ها و نوامیس شریف ایرانیان خواهد بود. آنچه امروز در شهرهای موشکی دیده میشود، تجسم اراده ملتی است که تصمیم گرفته دیگر هرگز در تاریخ، غافلگیر نشود.
بر این اساس، روایت تفصیلی از توانمندی های موشکی ایران در پنج محور کلیدی صورتبندی شده است:
محور اول: اهمیت صنایع موشکی در معادلات دنیای امروز
محور دوم: زمینه شکلگیری صنعت موشکی
محور سوم: دلایل موفقیت و پیشرفت در صنعت موشکی
محور چهارم: ابعاد و توانمندیهای صنعت موشکی ایران
محور پنجم: دستاوردهای راهبردی و میدانی
















