بهمن ۲۷, ۱۴۰۴

غیرقابل مذاکره

مزیت های ما در دفاع زمینی برای ایجاد بازدارندگی در برابر دشمنان کافی نبود .

عقلانیت راهبردی حکم می‌کند که همان‌قدر که در شناخت دشمن و توانایی ها و ضعف های او وسواس داریم، در محاسبهٔ مقدورات، نقاط قوت و آسیب‌پذیری‌های خود نیز قاطع و واقع‌بین باشیم. یکی از خطاهای پرهزینه و شایع می‌تواند تکیه بر افتخارات گذشته در نبردهای آینده باشد. اگرچه دفاع مقدس هشت ساله سند افتخار ملی ماست، اما واقعیت این است که مزیت‌های آن دوران که شامل نیروی زمینی جان‌برکف، موانع طبیعی و وسعت جغرافیایی بود در برابر دشمنی که ماهیت جنگ را به نبرد فناورانه و دورایستا تغییر داده است، به تنهایی کارساز نیست.

غیرقابل مذاکره

دکترین دفاع موشکی ایران یک نمونه موفق از الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی است .

در مطالعات استراتژیک،دکترین دفاعی به مثابه عقل منفصل و نقشه‌راه کلانی تعریف می‌شود که نحوه به‌کارگیری منابع قدرت ملی را در برابر تهدیدات مشخص می‌کند. هیچ کشوری در خلأ تصمیم نمی‌گیرد؛ بلکه دکترین دفاعی، برآیندِ یک معادله پیچیده چندمجهولی است که متغیرهای آن شامل جغرافیا و عمق استراتژیک، ظرفیت‌های اقتصادی، سرمایه انسانی، سطح فناوری و از همه مهم‌تر ماهیت تهدیدات است. اگر کشوری فاقد این دکترین منسجم باشد، در لحظه بحران در تصمیم‌گیری ناتوان می‌شود و منابع خود را در مسیری هدر می‌دهد که برایش بازدارندگی ایجاد نمی‌کند.

غیرقابل مذاکره

ایران نیازمند سلاح راهبردی بود .

در بستر جنگ های مدرن امروزی، کسب پیروزی، نیازمند مؤلفه‌ای تعیین‌کننده به نام سلاح راهبردی است. سلاح راهبردی همان برگ برنده یا به تعبیر استراتژیست‌ها ؛عوض‌کننده بازی است که می‌تواند بن‌بست‌های میدان نبرد را شکسته و اراده یک طرف را بر دیگری تحمیل کند.قدرت‌های غربی سال‌هاست که سلاح راهبردی خود را در جنگ‌های متعارف، بر پایه تهاجم هوایی سنگین و دقیق و جنگنده‌های پنهانکار تعریف کرده‌اند و در سطح نامتعارف، به زرادخانه‌های هسته‌ای تکیه دارند. اما جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با این ابرقدرت‌ها، به تعریفی نوین و بومی از سلاح راهبردی دست یافته است.

غیرقابل مذاکره

مزیت اصلی دشمنان همواره قدرت نیروی هوایی و ضربه از راه دور بوده است.

عقلانیت و فهم راهبردی در هر رویارویی بسیار مهم و حیاتی است و یکی از اصول آن پرهیز از توهم و شناخت دقیقِ نقاط قوت و ضعف حریف است. تاریخ جنگ‌های معاصر به ما می‌آموزد که دشمنان اصلی جمهوری اسلامی یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی دارای یک مزیت راهبردی انکارناپذیر هستند که شاکله دکترین نظامی آن‌ها را می‌سازد و آن برتری مطلق هوایی و توان ضربه از راه دور می باشد . مرور کارنامه جنگ‌افروزی‌های غرب و تجارب آنها نشان می‌دهد که آن‌ها هرگز به راحتی وارد نبرد تن‌به‌تن و فرسایشی روی زمین نمی‌شوند، مگر آنکه پیش از آن، اراده و زیرساخت طرف مقابل را از آسمان نابود کرده باشند.

غیرقابل مذاکره

درگیری جدی نظامی با آمریکا و صهیونیست ها از ابتدای انقلاب حتمی به نظر می رسید.

از همان سپیده‌دم پیروزی انقلاب اسلامی، برای ناظران آگاه ،مدیران کشور و رهبری نظام، یک واقعیت دشوار اما غیرقابل انکار مسجل بود،اینکه بالاخره درگیری نظامی مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی، یک رخداد حتمی است که در تقویم آینده انقلاب اسلامی ناگزیر باید با آن روبرو شویم ! این ارزیابی، بر اساس اندیشه ای ماجراجویانه و یا بدبینی سیاسی شکل نگرفته بود، درواقع این یک نگاه واقع نگر و نتیجهٔ خوانش دقیق صحنه رویارویی و ماهیت طرفین این منازعه بود. انقلاب اسلامی با تغییر راهبردی مناسبات منطقه، دقیقاً در نقطه مقابلِ طراحی‌های نظام سلطه قرار گرفته بود و انتظار اینکه ابرقدرت‌های مغرور، بدون توسل به زور از منافع حیاتی خود در قلب انرژی جهان دست بکشند، ساده‌لوحانه به نظر می رسید.

غیرقابل مذاکره

تحریم صنعت هوایی ، خلأ جدی در قدرت دفاعی ایران پدید آورده بود.

وضعیت پشتیبانی نبرد هوایی بین ما و عراق در طول هشت سال دفاع مقدس، کاملاً نابرابر بود. در یک سو، ایران با سدّی از تحریم‌های بین‌المللی برای تامین قطعات و جایگزینی جنگنده های خود مواجه بود و در سوی دیگر، رژیم بعث به بازاری نامحدود از مدرن‌ترین جنگنده‌های شرقی و غربی دسترسی داشت. آمارها روایتی تلخ از این عدم توازن معنادار ارائه می‌دهند؛ نیروی هوایی عراق جنگ را با ۳۰۰ هواپیمای نظامی آغاز کرد و پدافند هوایی ایران طی هشت سال موفق به انهدام و ساقط کردن ۲۳۸ فروند از این ناوگان شد.

غیرقابل مذاکره

شهادت هزاران نفر از غیرنظامیان، نیاز فوری به صنعت موشکی را آشکار کرد.

داستان صنعت موشکی ایران از دل ضرورت‌های حیاتی میدان نبرد و واقعیت‌های تلخی آغاز می شود که مبنای دوراندیشی‌های دفاعی کشور قرار گرفت. رژیم بعث که در ماه‌های نخست جنگ، با وجود ۴۱۴ مورد حمله هوایی و اشغال خرمشهر، در تصرف اهداف استراتژیک مانند آبادان و سوسنگرد ناکام مانده بود، استراتژی جنگ را تغییر داد. دشمن برای جبران شکست در خطوط مقدم، فشار بر غیرنظامیان را با استفاده از توپخانه‌های دوربرد علیه شهرهای مرزی آغاز کرد.

غیرقابل مذاکره

در سیصد سال اخیر برای اولین بار به تسلیحات نظامی مؤثر دست یافته ایم.

دستیابی جمهوری اسلامی ایران به صنعت موشکی و پهپادی پیشرفته، نقطه پایانی بر یک محرومیت تلخ سیصد ساله در تاریخ نظامی کشور است. بازخوانی تاریخ معاصر نشان می‌دهد که فصل مشترک تمام تجزیه‌ها، شکست‌ها و تحقیرهای ملی، نداشتن سلاح راهبردی بومی و ضعف حاکمان و ارتش ایران در مقابله با دشمنان و در نتیجه مغلوب شدن و تسلیم در برابر دشمن بوده است. ابعاد عمیق این درد تاریخی را می‌توان در روایتی تلخ از دوران صدارت امیرکبیر مرور کرد؛ زمانی که او با درک عمیق از تهدیدات بریتانیا، ابرقدرت زورگوی آن روزگار، کارخانه‌ای در اصفهان برای ریخته‌گری و ساخت توپ جنگی تأسیس کرد و چون با کمبود فلزات مواجه شد، از مردم خواست دیگ‌های مسی اضافی خود را برای ذوب و تبدیل به سلاح دفاعی اهدا کنند.

غیرقابل مذاکره

پیشرفت صنایع موشکی یکی از مهمترین نمادهای اقتدار علمی کشورهاست.

صنایع موشکی در واقع یکی از فشرده‌ترین و پیچیده‌ترین صورت‌های تجمیع توان علمی، فناورانه، نهادی و مدیریتی یک کشورند. آنچه صنایع موشکی را به نماد اقتدار علمی و فناوری تبدیل می‌کند، خود وجود موشک به‌عنوان یک محصول نهایی نیست، در واقع توان یک کشور در طراحی، ساخت، آزمون، به‌کارگیری و تداوم‌پذیری سامانه‌ای است که در بالاترین سطح پیچیدگی مهندسی و در سخت‌ترین شرایط واقعی عمل می‌کند. زمانی که این توان فناورانه در میدان رقابت واقعی و حتی در میادین نبرد اثبات می‌شود، موشک از یک ادعا یا نمایش تکنولوژیک فراتر می‌رود و به شاخص عینی بلوغ علمی یک نظام تبدیل می‌شود.

غیرقابل مذاکره

عدم وابستگی در فناوری موشکی ضامن استقلال کشورهاست.

امنیت و بازدارندگی در نظام بین‌الملل معاصر نه کالایی قابل خرید و نه امری قابل برون‌سپاری است؛ کشوری که ستون فقرات امنیت خود را بر تسلیحات وارداتی بنا می‌کند، ولو پیشرفته و پرهزینه، در واقع بخشی از حاکمیت تصمیم‌گیری راهبردی خود را واگذار کرده است. تجربه اوکراین به وضوح نشان می‌دهد که اتکای امنیتی به بیرون، حتی در بالاترین سطح حمایت سیاسی و رسانه‌ای، به معنای وابستگی عملیاتی، فرسایش قدرت مانور و تبدیل شدن توان نظامی به متغیری تابع اراده دیگران است. هر بار که ذخایر موشکی و تسلیحاتی اوکراین کاهش می‌یابد، چرخه‌ای از درخواست، انتظار و چانه‌زنی سیاسی شکل می‌گیرد که در آن زمان، نوع و شدت پاسخ نظامی نه بر اساس منطق میدان، بلکه بر اساس محاسبات ژئوپلیتیک حامیان خارجی تعیین می‌شود.

پیمایش به بالا