یکی از ممتازترین ویژگی های دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران، فراتر از تولید قدرت در داخل مرزها، در قابلیت منحصربهفرد تکثیر و انتقال قدرت به متحدان منطقهای نهفته است. شاید در شکل گیری تصمیم و انتخاب میان توسعه نیروی هوایی کلاسیکِ جنگندهمحور یا نیروی هوافضای نوین مبتنی بر موشک و پهپاد، معیار ارزشمند توسعهپذیری این فناوری در جغرافیای متنوع محور مقاومت، نقشی تعیینکننده داشته است . حتی اگر این مسئله در ابتدا مطرح نبوده و بعدها چنین مزیتی خود را نشان داده است باز هم چیزی عوض نمی شود و آن اتفاق مهم افتاده است . واقعیتهای میدانی و فنی نشان میدهد که فناوری موشکی و پهپادی، برخلاف پیچیدگیهای کمرشکن ناوگانهای هوایی سرنشیندار، شانس و قابلیت بسیار بالاتری برای انتقال به همپیمانان داشته و توانسته است معادلات منطقه را به نفع جبهه مقاومت تغییر دهد.
ساخت و نگهداری یک جنگنده نیازمند زنجیرهای عظیم از صنایع مادر، هزاران قطعه پیچیده و زیرساختهای آشکار فرودگاهی است که انتقال آن به گروههای مقاومت عملاً غیرممکن است؛ اما در مقابل، صنعت موشکی و پهپادی از قطعات کمتر و سادهتری تشکیل شده که تأمین یا تولید آنها بسیار سهلتر است. این دانش فنی ، به راحتی به کارگاههای کوچک و غیرمتمرکز منتقل میشود و با ماهیتِ بازیگران غیردولتی و تاکتیکهای نبرد نامتقارن سازگاری کامل دارد. علاوه بر این، تربیت نیروی انسانی در این حوزه، برخلاف آموزش خلبانی که سالها زمان و هزینههای فراوان مالی میطلبد، با سرعت و امنیت بسیار بیشتری انجام میشود و جان سرمایه انسانی متخصص را در خط مقدم به خطر نمیاندازد.
نکته حائز اهمیت در این الگوی تکثیر، انعطافپذیریِ شگفتانگیز این فناوری است که به هر یک از اضلاع محور مقاومت اجازه داد تا بسته به توانمندی، جغرافیا و نیازهای خاص خود، بخشی از سبد متنوع خانواده موشکها و پهپادها را انتخاب کرده و توسعه دهند. این همان اتفاقی است که موجب شد فناوری واحد، خروجیهای متفاوتی در نقاط مختلف داشته باشد؛ حزبالله در لبنان با توجه به کوهستانها و نیاز به دقت نقطهزنی، حماس در غزه با توجه به محاصره شدید و نیاز به حجم آتش کوتاه برد، و انصارالله در یمن با تمرکز بر بردهای بلند استراتژیک، هرکدام فناوری دریافتی را بومیسازی کرده و ارتقا دادند. این بومیسازی سبب شد تا هر عضو مقاومت بتواند در مختصات خود، ضربات کاری و مؤثری بر پیکره نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی وارد کند.
اوج این بلوغ فنی و تکامل بومی را میتوان در عملکرد انصارالله یمن مشاهده کرد. مجاهدان یمنی تنها به دریافت فناوری بسنده نکردند، بلکه با خلاقیت ها و ابتکارات جالب تلاش قابل تحسینی در تکامل و پیشرفت روزافزون آن به نمایش گذاشتند. نمونه بارز این پیشرفت، دستیابی و استفاده موفقیتآمیز از موشکهای بالستیک پیشرفته با کلاهکهای بارشی و قابلیتهای مانورپذیر در روزهای منتهی به آتشبس اخیر در غزه بود. این تسلیحات که توانایی عبور از لایههای متراکم پدافندی دشمن را داشتند، نشان دادند که چگونه بذر دانش دفاعی ایران در خاک یمن با تلاش مجاهدان خستگی ناپذیر یمنی به بار نشسته و ثمره آن، فناوریهای پیچیده و بازدارندهای است که محاسبات دشمن را برهم میزند.
در نهایت، این رویکرد هوشمندانه که بر پایه اقتصاد تولید انبوه، تحقیق و توسعه کمخطر در میدان و همگامی با روندهای جهانیِ فناوری در حذف نقش انسان از کاربری ابزار ها بنا شده، شبکه مقاومت را به یک کلیت یکپارچه اما دارای اجزای مستقل و خلاق تبدیل کرده است. این الگوی پیشرفت صنایع موشکی،با توانمندسازی اضلاع محور مقاومت در نقاط مختلف با اقتضائات متفاوت، یک کمربند امنیتی نفوذناپذیر و بومی را در سراسر منطقه شکل داده است.











